مدح و شهادت سید مقاومت شهید سید حسن نصرالله
باغ ما این است؛ طوفان شد، صنوبر ایستاد سروی از پا اوفتاد و سرو دیگر ایستاد روی نی میرفت بیسر آفـتاب کـربـلا باغ شاهد بود از آن پس نخل، بیسر ایستاد حال ما را خوب میدانند عـاشـورائیان هر زمان اکبر زمین افتاد، اصغر ایستاد یک اُحد دردیم آری، حمزه رفت امّا چه باک مصطفی هر وقت تنها ماند، حیدر ایستاد «قل هو اللهُ أحد» را دست بستند و چه غم هر کجا قرآن در آتش رفت، کوثر ایستاد عین تسلیم و رضائیم؛ این تمام حرف ماست زیر خنجر رفت اسماعیل و هاجر ایستاد أینَ نصرُ الله؟ نزدیک است اذان آمد، ببین! روی بـام خـانه با «الله اکـبر» ایـسـتاد |